X
تبلیغات
زولا

بخش اول


 

====================================================



سلام به همه دوستانم خوبم!

!

 

خدمت دوستانم باید عرض کنم که پستی نوشتم تحت عنوان سریال رد پای دوست و شما رو به خوندن اون دعوت میکنم!

 

این سریال در 2 فصل نوشته شده که کلا" شاید 14-15 قسمت بیشتر نشه و سعی میکنم هر شب یه قسمتش رو آپ کنم ولی این احتمال هست که بینشون وقفه بیفته! به هر صورت ،

 

تمامی مطالب این پست ( سریال رد پای دوست ) برگرفته از تخیلات نویسنده بوده و هیچگونه محتوای علمی نداشته و هر گونه تشابه اسمی یا اتفاقات مشابه ، کاملا" تصادفی می باشد.

 

+دوستان ،‌اگر تمایل داشتن می تونن لینک این پست سریالی رو تو وبلاگشون بزارن !

3 قسمت اول این سریال ، ساعت 21  ،از روز شنبه رو وبم میاد ":)

++ضمن اینکه ، شما رو به خوندن ادامه مطلب دعوت میکنم!

***

در حاشیه نوشت : آخر هفته نیستم و تمام پستهایی که آپ میشه همشون زمان بندی شده هست.فردا یه قرار مهم دارم و بعدش باید برم جایی.امیدوارم همه چی خیلی خوب پیش بره ":)

 

   ====================================================



====================================================

 


گپی با جمعی از هنرمندان این مجموعه!

 

خانم وکیل :

من تو این مجموعه نقش نازنین رو بازی میکنم . امیدوارم تونسته باشم درست باهاش ارتباط برقرار کنم و دوستان از نقشم راضی باشن. نازنین به نظر من ،‌یه آدم منطقی هست ؛ بر عکس سحرکه نقطه مقابل اون هست و گاها" عجول،فک کنم این مقدار بس باشه ،‌دیگه دوستان خودشون باید قضاوت کنن!

 

 

کاچی :

خب ، الان باید چی بگم؟به نظر من تواین پست ، 2 تا نقش کلیدی هست که همه چی حول اونها می چرخه و اگه اونا نبودن نت همچنان در امن و امان بود!من نقش سحر رو بازی میکنم ، یه وبلاگ نویس که عاشق دوستانش هست والبته یه کم عجول که این عجول بودنش ، کار دستش میده! همین دیگه !

 

 

 

گلابتون بانو :

من نقش خودم رو بازی میکنم ، البته متفاوت ( مخصوصا" تو فصل دوم ) . به نظر من خیلی حرفها رو باید اینطوری به مخاطب زد ، شاید بعضی ها تو روابط و کارهاشون ، تجدید نظر کنن.اگر چه اولش این سریال غمناکه ولی ارزش دوستی رو نشون میده.چیزی که متاسفانه این روزها برای بعضی ها خیلی کمرنگ شده .شاید باید کاری که سحر و نازنین تو این سریال انجام دادن رو ما ، برای بعضی ها انجام بدیم تا بفهمن چقد مهم اند ولی ... ولی به قول معروف : رشته ای بر گردنم افکنده دوست ، می برد هر جا که خاطر خواه اوست ...

 

***

اِماسیس :

مسلما" دوستان خوب اینجا ؛ داستان متفاوتی رو در 2 فصل شاهد خواهند بود ولی خواهش من از همه دوستان اینه که تا آخر داستان با ما همراه باشن ،‌می دونم کاری که ارائه دادم شاید یه کار جدید باشه و نقد زیادی بهش گرفته بشه که من خودم شخصا" بعد از پایان مجموعه ،‌پستی با این نام ( نقد سریال) میذارم و ضمن بازتاب نظرات مخالفین خودم ،‌دستانشون رو به گرمی می فشارم!

 

 

علت اینکه من داستان رو در 2 فصل تنظیم کردم 2 دلیل داره! اولیش اینکه اگر داستان و سریال برای مخاطب جذاب باشه ، حتما" برای خوندن فصل دوم بر می گرده ! دومیش هم اینه که چون سبک روایت داستان در 2 فصل متفاوت هست ، میخوام ببینم کدوم سبک بیشتر به دل مخاطبم میشینه! تا در داستانها و سریالهای بعدی ازش استفاده کنم!

 

 

ضمن اینکه به شدت ، فیدبک این پست ( سریالمو ) در نت تعقیب میکنم و شاید سر فرصتش اونو ، بعنوان یک پست مجزا بزارمش!

 

====================================================

 



بخش دوم


 

====================================================

با سلام خدمت شما دوستان عزیزی که تا به اینجای مجموعه ،‌همراهم بودید.هر چند شاید بعضی از دوستان بعد از خوندن چند قسمت ابتدایی از محتوا و سبک داستان زیاد خوششون نیومد و پیگیر داستان نشدن ،‌اما به هر جهت ، سعی کردم بر عکس فصل اول که داستان در نت رقم میخوره ، اونو به فضای واقعی بیارم.

 

نمی دونم تو بیان مطالب و سبک و محتوا تا چه حد موفق بودم ،اما ‌امیدوارم که نتیجه اش تا پایان فصل اول رضایت بخش بوده باشه.

 

با بخش دوم گپی با هنرمندان در خدمت شما هستم، لطفا" تشریف بیارن ادامه مطلب!

 

 

====================================================



 

 

====================================================

 

سمیه :

سلام ....خب راستش من هیچوقت فکر نمیکردم تو این مجموعه شرکت کنم و اصلا" هم حدس نمیزدم نقش سارا رو من بازی کنم!می دونید تو این مجموعه نگاه همه به سارا ، نگاهی توام با بار منفیه و من اولش قبول نمیکردم این نقشو.اما وقتی کارگردان این مجموعه برام توضیح داد که چرا این نگاه به سارا وجود داره ، احساس کردم که علی رقم تمام بار منفی این نقش ، هر کدوم از ما میتونیم سارا باشیم.سارایی که یه اشتباه میکنه و وقتی همه میگن برگرد و برگشت همه تمام کارهایی که براش کردن رو به رخش میکشن.

 

می دونید وقتی بهم گفته شد که این مجموعه اقتباس از داستان واقعی ای هست به دوستان خوب کسی مثل سارا که حتی برای شرکت در مراسم ختمش  دست به هر کاری شدن ، غبطه میخورم.

 

از خوبی های این مجموعه این بود که من و کاچی تو چند تا سکانس بازی مشترک داشتیم ولی شایعاتی شنیدم که امیدوارم صحت نداشته باشه.بعد از پایان این مجموعه ، کارگردانش تصمیم داره برای مدتی از نت کنار بره و این آخرین کارش باشه که امیدوارم اینطور نباشه.

 

آلبالو :

تو این فصل من نقش سولماز رو بازی میکنم ، به نظر من هر نقش تو این مجموعه میتونه نماد شخص یا اشخاصی باشه که در اطراف ما زندگی میکنن .

 

نبات :

سلام ، اسم نقش من تو این مجموعه سپیده هست ، دختریه که ساکن شیراز هست و بعد از پخش خبر جعلی مرگ سارا و بستن وبلاگ دوستان درجه اول تصمیم میگیره برای اعتراض به تهران بیاد و تو این مسیر با دوستش زینب هم مسیر میشه.

 

زینب :

همونطور که  دوست خوبم نبات گفت من و نبات بازی مشترکی تو این مجموعه داریم.اسم من تو این مجموعه 12 قسمتی ، همون زینبه ، ساکن اصفهان که دوستی خیلی قدیمی ای با سارا داره. بعضی از سکانس ها تو این مجموعه چندین بار برداشت شده .امیدوارم مورد رضایت خوانندگان و مخاطبان این مجموعه قرار گرفته باشه.

 

مهربان :

سلام .راستش به نظر من بهتره دوستان خودشون در مورد نقش من قضاوت کنن.

_فقط یه سوال ، شما چندین سال هست که به طور حرفه ای کمانچه کار می کنید ، آیا میتونید این وعده رو به ما بدید که بزودی شاهد حضور شما در یکی از گروه های برتر هنر و موسیقی باشیم؟

+ اممم ... خب ... فکر میکنم  بله.

 

====================================================