امان از ارث و میراث که پیوندها رو پاره میکنه و قشنگ گند میزنه به تمام خاطرات و پیوندهای فامیلی 


مادربزرگ جانم ، جات خالی ، این بچه ها یی که امروز یاغی گری پیش گرفتن رو فقط تو میتونستی افسار بزنیشون ، اونایی که افسار پاره کردن و  اشک بابابزرگ رو در آوردن ، چرا اونایی که بیشتر دارن حرص بیشتری دارن ؟ اندازه یهودی دارن ولی بازم چشمشون دنبال مال و منال بقیه است.


امیدوارم خونه ییلاقی نره دست دایی بزرگه ، اگه بره برای همیشه و تا ابد پای ما از اون خونه و ییلاق می افته. خدایا خودت اینایی که امروز زورشون به یه آدم پیر میرسه و اشکشو درآوردن که رفت خونه خاله مثل ابر بهار گریه کرد ، خودت عاقلشون کن . 

نظرات (3)
دوشنبه 15 آبان 1396 ساعت 00:36
چقدر زشته خدایی ، عمه های من هنوز با بابام قهرن....
چون پدر بزرگم وقتی زنده بوده به دوتا پسراش زمین داده.....
حالا که فوت شده دخترا میگن اونا هم باید دوباره تقسیم بشه....
پاسخ:
شمام از این داستانا دارین؟!

ماها چقدر دلخوری داشتیم سر اینا ، حالا وصیت مادربزرگ بوده و زمین خودش رو به دختراش داده دایی بزرگه اعتراض کرده چرا باید بدنش به دخترا ؟

این سری هم دایی بزرگه برگشته گفته به پدرش که تو سر تقسیم ارث و اینا هیچکاره ای! من پسر ارشدم
بابابزرگم هم تلفنی به مادرم گفت منم خونه زندگیمو اتش بزنم یه ساک بردارم برم دیگه وقتی اختیار زندگیمو ندارم
شنبه 13 آبان 1396 ساعت 15:48
سلام
یعنی نیست جایی که دعوایی سر ارث و میراث نباشه
یه کم تفکر لازمه که اونایی که رفتن با خودشون چی بردن اون دنیا هیچی
کمی نام نیکویم آرزوست
پاسخ:
وقتی حرص و طمع ، عقل آدم رو بگیره ، نام نیک جایی براش نمی مونه
مثل این می مونه که موقعیت عصبانیت یه حرف یا کاری بکنه و بعدا که کار از کار گذشت دیگه هر چقدرم افسوس بخوره فایده ای نداره.
شنبه 13 آبان 1396 ساعت 01:37
وای خدای من

وقتی از گریه های پدر بزرگ تون نوشتین بغض کردم
آخه چطور دلشون میاد؟؟؟
اونا هم یه روزی پیر میشن
اونم پدر
متاسفانه ارث و میراث همیشه نمی دونم چرا اما این اختلافات و اتفاقات غیر قابل درک را دنبال خودش داره
اما بخدا مال دنیا اصلا ارزش نداره
امتیاز: 0 0
پاسخ:
من خودمم نمی دونم
پدربزرگم خیلی صبوره و عادت نداره با کسی دهن به دهن بشه و چیزی بهش بگه اما مادربزرگ مرحومم ، یک روستا ازش حساب می بردن و یه سری رسم های غلط رو ایشون برداشت

این روزا باید می بود و از خجالت اونایی که تنها قد کشیدن ، در می اومد.

بله اونا هم یه روزی پیر میشن و می دونم که سرشون میاد و این از دایره قوانین این دنیا نمی تونن خارج بشن اما واقعا چرا ؟ بهامین جان میدونی حکایت چی شده ؟ باغبان اون فیلم هندیه
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد