X
تبلیغات
زولا

در طی این هفته ای که گذشت یک اتفاق جالب افتاد و عمه اینا اومدن خونه ما و دختر عمه جان فرمودن که چون خواهر ما از این حضور بی خبر بوده و سر کلاس تشریف داشته اند ما هم بهش نگفته تا وقتی اومد خونه و در رو که باز کرد سوپ ریز بخوره!نه ببخشید بشه!

 

بخاطر این تصمیم من تا ساعت 7.15 صبر کردم تا اینا بیان و خود دختر عمه با حضور در اموزشگاه ، خواهری روبیشتر سورپریز کنه که نشد و دیر رسیدن و بعدش قرار شد با پدر دنبال خواهری بریم و بعد از عبور از خیابان ها و ازاد راه ها و تونل ها ، رسدیم به مقصد و هنگام سوار شدن خواهری ، ایشون پرسیدن چرا مامان نیومد و بابا اومد؟ منم گفتم همین بابا رو هم نمیخواستم بیارم - میخواستم خودم باشی و خودت ، گفتش نه مشکوک میزنید و حالا هی توضیح


مامان برا اینکه همه چی طبیعی جلوه کنه زنگ زدن که کجائین؟ زودتر بیان خونه و استدلال اینکه چرا نیومد. خلاصه این سورپرایز سکرت موند تا اینکه خواهری در رو باز کرد! و بوووووووووووووووم - کامل سورپرایز شد ، بعدش به من گفته کامل سورپرایز شد و من چقد بیشوووووور بودم! فوش نیستا! این کلمه یه معنایی مثل دیونه میده و بار مثبتش شدت عشق و علاقه رو میرسونه و ماموریتی که دختر عمه جان بهم سپرده بودن با موفقیت به اتمام رسید! آخیشششش...


30 دی 1396

تلفن! ابزاری که ما رو از اخرین اخبار فامیل آگاه میکنه و گاهی هم پشت خط تلفن ، به ما یک خبر توپ و فوق العاده عالی و گاهی هم مثل امروز ؛ خبر فوت عمو بزرگ ( عموی پدرم ) رو داد و به قول یکی از دوستان وبلاگی ، ایشون امروز آسمانی شدند . برام جالب بود که روی یک امبولانس نوشت شده بود "رهپویان آسمان"! 


عمو جان پدر یک شهید ( همونی که رفتم سر مزاارش و کله گله و شکایت و بعد 48 ساعت کارم راه افتاد ) عزیز هستند و بین همه عموهای پدریم ایشون رو متفاوت و خاص میدیدم ، خیلی صمیمی و باحال و در سن 93 سالگی آسموی شدند. روحشون شاد و یادشون گرامی 


ما یک کانال تلگرام به ادمینی دختر عموجان داریم که ایشون خبر فوت عموجان رو از یک کانال دیگه بصورت لینک دار گذاشته بود و اطلاعات تکمیلی هم داشت ، خب با این وضعیت لابد بعدا فیلم مراسم و لایو مراسم هم گذاشته میشه دیگه! گمونم سریال باغ مظفر بود که اون زمانها ایرانسل تازه اومده بود  و دور تبلیغاتش بود که یک خانمی از دنیای اونور میاد پیش مهران مدیری میپرسه که آیا این سیم کارت جدید در دنیای اون ور هم انتن میده یا نه که مدیری گفت باید بپرسم.


هر چند شبکه های مبایل باعث ارتباط نزدیکتر بین ادمها شده و الان ارتباطات بخاطر استفاده از اپراتورها و اپلیکیشن ها نزدیک شده اما برام جالب بود که شنیده ام در دنیای مردگان اونها مطلع از برخی از اخبار اینده و حتی شهدا که میدونن چه اتفاقات نیفتاده ای قراره بیفته مثل همون حج خونینی که یک شهیدی میاد به خواب خانواده اش میگه که فردا شما نرین رمی جمرات و اونا هم شخص تسخیری ای رو میفرستند . البته این رو هم شنیدم که در لحظه مرگ ، دوست و اقوام و اشنا های اون وری به استقبال میان و از زنده ها احوالات میگیرن که چی شد ؟ الان چیکار میکنه.


در اخر اینکه هر چند شبکه های اجتماعی ، ارتباطات رو نزدیک کرده و از اخرین اطلاعات با خبر میشیم اما ارتباط  زنده و لایو و صوتی حداقل یک چیز دیگست ، انشالله تو تمام خبرهایی که میشنویم اخبار شادی باشه ، خبر موفقیت کسانی که میشناسیم و اگه هم خبر ناگواری رو شنیدیم با حضور در کنار خانواده داغ دیده ، بتونیم با همدردی ، کمی از درد اونها کم کنیم ... 


30 دی ماه 1396

سلام . عطف به این پست ( 2 بال طلایی ) و از اونجا که همیشه هر کسی در مسیر نیل به اهدافی که برا خودش متصور هست ، به تجربه هایی در مسیر  موفقیت رسیده ، از هر خواننده عزیزی که این پست رو در وبلاگ یا در کانال تلگرام میخونه ، در خواست میکنم که تجربه های خودش رو که باعث میشه زودتر به هدف های خودمون برسیم رو بصورت کامنت یا تماس با ادمین تو تلگرام مطرح کنه .با تشکر از همه دوستان خوبم.


29 دی ماه 1396 



برچسب‌ها: چالش

سلام.قبلا در این پست ، نوشته بودم که فرمول طلایی موفقیت چیه ، الان متوجه یک نکته دیگه هم شدم! یک فایل پاوروینت ازش تهیه کردم که میتونید از داخل کانال دانلودش کنید ،همه توضیحات بصورت کامل دراون اومده هست!




دانلود فایل از پیکو فایل

دوستان لطفا توجه داشته باشید که این پست ، یک پست ثابته که من بعد همیشه بعنوان پست اول وبلاگ نمایش داده میشه!


 در راستای زندگی اجتماعی گره خورده با دنیای دیجیتالی

 ، یک کانال تلگرام ( با عنوان  وبلاگ رد پای دوست)  راه اندازی کردم!

https://t.me/mehrekhaterat


 تا هم از طریق اون پست های خودم رو اونجا به اشتراک بگذارم و هم این کارم باعث بشه دوستانی که به هر دلیل دیگه نمی نویسند و تو اینستا و تلگرام فعالیت بیشتری دارن ، همچنان ارتباط فعالی با اونها داشته باشم. تجربیات تلخ قبلی باعث شده که در اون کانال گاهی هم پست هایی در خصوص امنیت بگذارم . با تشکر از رئیس جمهور محترم که تلگرام رو رفع فیلتر کرد .

دنیای دیجیتالی هیچ امنیتی نداره - اصن نسبیه!


میدونید همین شبکه وای فای که wpa2  هست هم هک شد و الان دارن روی wpa3  کار میکنن که جلوی حملات بهش گرفته بشه ؟؟؟!


اخه یه سری هکرای کلاه قهوه ای و سیاه بیکار نشستن و عشقی میرن یه وب سایتی رو روش اتک میزنن که دان بشه بعضیا هم هستن شکست عشقی خوردن میرن حمله میکنن به یه سایتی که دقه دلیشونو سر اون مدیر سایته خالی کنن / چقدر ما نسبت به مسئله امنیت بی توجه و کم توجهیم.


از حملات مهندسی اجتماعی ( همون مخ زدن که معمولا میگن مخ فلانی رو زدم و اینا ) که اصن صوبت نکنم بهتره - هعیییییییییییی وب سایت محبوبم 2 روزه تحت حمله است! اخه میخواین چی رو ثابت کنید ؟ مثلا زورتون زیاده ؟ دهنتونو صاف!یه کانالی تو تلگرام هست که برداشته اینستاگرام هایی که پسوردش خیلی ساده بوده رو هک کرده - یا یه همچین چیزی - رمز و یوزر نیم رو لیست کرده اونجا گذاشته. اخه این چه وضع امنیته! حتما باید یه چیزی بشه که دقت کنیم ؟ داور دقت کن!



این جالب بود! تستش کنید!

اگه تو سرچ گوگل عبارت زیر رو بنویسید ، صفحه مرور گر میچرخد!


do a barrel roll


راستش دارم به یه موضوعی فکر میکنم - اصن نمیدونم اونایی که باید این پست رو بخونن میخونن یا نه / برداشت من از اون کامنتی که دادم به دوستانم و گفتم که امنیت کمه و دعوتتون کردم به خوندن اون پست کاربر خاص ، خدایی کسی دنبالش رفت ؟ نصف بیشتر اونایی که براشون کامنت گذاشتم اصلا تایید نکردن!


اما اونایی که تایید کردن ، دوستان موافق برگذاری ویبنار هستید ؟ ویبنار یه جور محیط کنفرانس تعاملیه که مثل ارتباط تصویری می مونه ، کسی که مدعو هست صحبت میکنه و حاضرین هم بصورت لایو بحثش رو دنبال میکنن و ارتباط زندست ، من اینطوری خوندم خلاصه - منتها شرطش اینه که 2 طرف سرعت اینترنتشون خوب باشه مثلا 512 خوبه ، بعد اتمام ویبنار هم فیلمشو میدن بیرون و میتونن که داشته باشنش.


کلا" الان میخوام بدونم کلا کسی پایه این برنامه هست ؟ - البته الان در حد صوبته و ببینم اصن کسی میاد یا نه.


+ عامو ما دوست خوب قدیمون تعامل مشترکی بین وبلاگ و تلگرام برقرار کرده و یه نسخه از پستش رو میذاره تو کانال تلگرام ، خیلی عالیه ، من از این کارا بکنم کسی اصن عضو کانال میشه ؟


++ یکی دیگه از دوستان وبی در راستای ارتباطات نزدیکتر بین خود و خواننده هاش یه گروه تو تلگرام زده ، یادش بخیر سالهای 42 ما تو بلاگفا از این کارا میکردیم! ولی خیلی نامردیه ، خیلی ، آخه چرا ؟ دوستان صمیمی الان دیگه کمتر نت هستن و دارن مزدوجیده میشن و با طرف بیشتر وقت میگذرونن و عملا وبشون هم نیمه تعطیله - چرا زمان ما این امکانات نبود ؟ 


+++ دوستان و خواننده های عزیز ، من باز هم تصریح کنم که ادم شوخی هستم و اگه وبی رو بخوام که دنبال کنم کمترین کامنت من در اون وب حداقل یک کامنت در هر پسته ، من 3-4 تا کامنت بدم برندارین بگین چه خبره ها ، اخه سر همین من با یه وب نویس دیگه دعوام شد ، گیس و گیس کشی حتی! کار داشت به جاهای باریک می کشید که من زدم جاده خاکی و دیگه وبش نرفتم. ترجیح میدوم وبلاگهایی که میرم و جزئ دوستان خودم میدونم اندازه انگشتای کف دست باشه ولی 100 تا وب اون مدلی رو کلا سمتشون نرم . میان پست میذارن که من چطوری اینکار رو انجام بدم ، بعد بهشون دقیقا میگی چیکار کنن هر سری یه بهونه میارن و تهش میگن تو چه گیری دادی به این و یه نفر دیگه بیاد بگه من جای این خانم خجالت کشیدم! خب میخواستی نکشی ، عنوان پستشو نگاه کن ببین چی نوشته ! والا

اگه دقت کرده باشید تو آیات قران ، خیلی جاها خدا میگه فذکر - تذکر بده یعنی ملت گاهی یادشون میره ، نه اینکه ندونن ، میدونن ولی گاهی یادشون میره ، تو با تذکر ، یادشون بنداز.


منم همینم ، قدرت درونم رو یادم رفته ، پس نوشتن پست های انگیزشی رو از سر میگرم.


داشتن امید حتی در سخت ترین شرایط

یه موقع هایی هست یه اتفاقایی برامون میفته و مثل این می مونه که خوردیم به دیوار و یا  اینقدر مشکلات از زمین و زمون ریخته سرمون که پخش خیابون شده و له شدیم!

این کلیپه رو نگاه کنید! بولدزر رفته سرش ولی تا آخرش با اینکه له شد ، چراغش روشن موند ، باید یادمون باشه در سخت ترین شرایط هیچوقت امیدمون رو از دست ندیم ، امید همون کور سوی امیدی هست که از دور شاید سو سو بزنه اما وقتی به سمتش راه بیفتی ، مسیر روشن و روشنتر میشه.



میدونم مشکلات و مسائل ، زندگی و عرصه رو خیلی خیلی سخت میکنن اونقدر که دوست داری زار بزنی ، اینقدر که بگی خدایا ، بریدم من ، کی تموم میشه ، اگه امید داشته باشی ، بلند میشی و بخاطر هدف و امیدی که درونت روشنه ، مسائلت رو حل میکنی ... 



قدرت انگیزه


ما ادما جدا از قدرت جسمی و قدرت روحی  و توانمون ، یک قدرت دیگه ای هم داریم تحت عنوان قدرت انگیزه ، کافیه به تمام وجود بخوایمش ، اون انگیزه بهمون قدرت میده ، ویدیوی پایین رو نگاه کنید ، آیا اثری از ضعف درش میبنید ؟ تمامش انگیزست.




برچسب‌ها: ویدیوی انگیزشی

سلام . یه سری اتفاقا یه جوری هستند که اگه هزاران بار برای بقیه تعریفشون کنی اصلا انگار براشون قصه یا افسانه ای تعریف میکنی که باورشون نمیشه اما وقتی برایخودت اتفاق افتاد و یه سری چیزها رو به چشم خودت دیدی و یه سری شیرینی ها رو با تمام وجودت حس کردی ، بهش ایمان که نه ، یقین میاری.


بخواین باور کنید، بخواید هم باور نکنید اینها برای من اتفاق افتاده.


یه روز تصمیم گرفتم با خدا یه عهدی ببندم و بهش تکیه کنم و نمازم رو سر وقت یا در اولین وقت بخونم و از زمانیکه اینکار رو کردم و مقید به خوندن نماز اول وقت کردم( نه صرفا فقط خوندن نماز بلکه وجه اینکه حتما سر وقت باشه و اول وقت باشه ) اتفاقای عجیب غریبی برام میفته که نمونش امروز بود و البته همه اش برای من نشونست که این کارم یعنی خدا با اینکارم حال کرده و میگه خیلی باهات حال کردم اول وقت نمازمیخونی و باهات حال کردم.


اتفاقای مختلی برای من افتاده که کامل حس کردم اون لطف و رحمت خدا رو ،که در ادامه داستانش رو میگم ولی خود خوندن نماز یعنی غرورت ، هرچی که هست ، هر کی که هستی رو میشکنه ، خرد میکنه غرور رو و اون غرور کاذب رو


یکی از هزاران اتفاقات عجیب غریب آثار نماز اول وقت :

امروز صبح رفتیم خونه دایی جان که کلی خوش گذشت و حوالی ساعت 5 غروب ، حالا کمتر یا بیشتر راه افتادیم سمت خونمون که یک ساعتی فاصله داره و اگه ترافیک بشه بیشتر و نهایت 2 ساعت . وقتی وارد ازاد راه شدم گفتم که سر قولم بمونم و نگذارم وقت بگذره و رسیدم خونه نمازمو بخونم و مثلا ساعت 7 میرسیدیم خونه و تو اولین پارکینگ آزاد راه زدم کنارکه نماز مغربم رو همونجا بخونم ، ساعت حوالی 6.10 دقیقه بود و پدری گفتن که نه ، بریم خونه نماز بخون ومنم گفتم نه ، همین الان باید همینجا نماز بخونم ولو سرد باشه یا سرما بخورم و البته از قبل و زمان شروع عهدم با خدا ، مختصاتش رو از تو گوگل ارث در اوردم و جهت قبله اش رو در اوردم و فقط نماز مغربم رو خوندم و بعدش راه افتادیم سمت خونه.


از پارکینگ در اومدیم و سریع سرعت رو ورسوندم 70 تا و بعدش تونل و تا اخر آزاد راه ، وارد شهر شدیم و وقتی که میدون دومی رو که رد کردیم و افتادیم تو سرازیری یه وقت دیدم گاز ماشین دیگه کار نمیکنه و اصلا ماشین گار نمیخوره ، فلاشر ماشین رو زدم و زدم کنار ، حالا مشورت کردیم که چیکار کنیم ؟ زنگ بزنم امداد خودرو؟ بریم مکانیک بیارم ،چون کلا ماشین که گاز نمیخورد اصن یک قدم هم نمیشد رفت و من چقدر خدا رو شکرکردم که حداقل داخل شهر این اتفاق میافتاد ، اگه تو ازاد راه یا تونل این اتفاق می افتاد چیکار میکردیم؟ اون با اون پیچ هایی که بود و تصور کنید یه ماشین وسط تونل خدا نکرده خراب بشه بعد یا ماشین تو همون لاین با سرعت حداقل 80 تا داره میاد و اصن فکر کردن بهش وحشتناکه .


خلاصه من گفتم بریم زنگ بزنیم 133 بیاد ، بریم یه مکانیک بیاریم ، تونست همینجا ماشین رو سرپایی درست کنه ، نتونست ماشین رو بوکسول کنیم تا یه جایی ، ماشین رو درست کنه.


اونایی که ماشین دارین ، هیچوقت اونایی که تو راه ماشنشون خراب شده رو مسخره نکنید ،چون سرتون میاد ، شاید بدتر ازاونا، خلاصه حواستون باشه.


به آزانسیه گفتیم ما دقیقا فلان جائیم و کاپوت ماشین بالاست ، خلاصه اومد و گفت چی شده  و ما شرح وضعیت دادیم ، همونجا اومد ماشین رو یه نگا انداخت و سریع درستش کرد و دیگه کار به مکانیکی نرسید!!!خدا رو خیلی شکر کردیم ....


+ یادمه سر نماز و در قنوت من به خدا گفتم : عزت و بزرگی از ان شماست خدای خوبم ، تکبر تنها شایسته توست و من هیچ کس نیستم و هر چی که هستم یا دارم رو تو ای خدا به من دادی ، خدایا تو دستم رو بگیرو بکشم بالا که هر کسی رو که تو بلندش کنی کسی نمیتونه زمینش بزنه و هر کسی که تو زمینش بزنی کسی نمیتونه بلندش کنه .


از این اتفاقا که تو زندگی ادم میفته ،متوجه میشه اون خدای بالا سرش، حواسش به کسی که به فکرش هست و پا روی غرور و تکبرش میذاره و همه چیز رو از ان خود خودش که خداست ، هست و اگه اتفاق بدی هم درانتظارش باشه یا ردش میکنه یا با نظر رحمتش بهش ، ردش میکنه.


خدایا ، هزاران هزار بار شکرت ... ، الان که بهش فکرمیکنم از اینکه هنوز فراموشم نکردی و هوامو داری بهم قوت بیشتری میده که روی عهدم بمونم چون میدونم حواست خیلی بهم هست ، خدایا شکرت