تو مسافرت اگه به تابلوهای سرعت گیر دقت کرده باشید می بینید که سرعت گیر ها 2 نوع هستند ،
1.سرعت گیر تک کوهانه!

2.سرعت گیر 2 کوهانه

این 2 تا خیلی فرق میکنند!البته اوایل رانندگی ام اصن اعتنایی به سرعت گیر ها نداشتم ، هیچکدومشون!یادمه یه بخاری گازی گذاشتم صندلی عقب و قرار شد ببرمش یه جایی ، سر سرعت گیر با 4 تا رفتم و البته شب بود ، قشنگ یادمه ماشین رفت هوا ، یه چرخی زد و اومد رو زمین!
از اون به بعد من نگاهم به سرعت گیر ها عوض شد ، در مسافرت اخیر یه سرعت گیر بود که زده بود 2 کوهانه و من سرعتم رو اوردم رو 35 ، رفتم روش دیدم یا ابرفض!سگ و گربه یه جوری این کوه سرعت گیر رو گاز گرفتن که ماشین مجدد هوا رفت!!! یعنی فقط ازش عکس نگرفتم ، یه سرعت گیر رو تصور کنید که از نقاط مختلف گاز گرفته شده!
من دیگه تو جاده سرعتم رو سر سرعت گیر ها کم می کنم ، خواهری وقتی تابلوی سرعت گیر رو میبینه مثلا" میگه 2 کوهانست خودت دیگه بدون و من کاملا" سرعت رو در حد 0 کم می کنم تا دیگه هوا نریم.
من فکر میکنم توقعاتمون خیلی بالاست ، لازم نیست اول زندگی خونه و ملک و چیزای اونطوری داشته باشیم ، بریم ازدواج خیلی ساده کنیم بیایم در کنار خانواده با هم زندگی کنیم ، 4 نفریم میشیم 5 نفر ، همه دور همیم.شایدی بگین چی میگی؟مادر شوهر خواهر شوهر ...
اولا" که این مورد چطور تو یه شهرستان دوری شده بود و همه دور هم بودن و تلوزیونم نشون داده بود ، البته اونا 3 تا خانواده بودن ، باشه ، اصن این موضوع نشدنی ، باشیم تا صبح دولتمان بدمد و یک روزی که خیلی نزدیک شاید نباشد تونستیم پول حلقه ای جور کرده و چندین سال بعد هم چادر خریده تا وسط بیابون چادر بزنیم!
مهم نیست کی ، فعلا" که زیادی هستیم ، و پیشی باید بیاید ما را بخورد .
خوش به حال مایه دارا.چند تا چند تا خونه زندگی عوض میکنن و مام باس بگیم خوش به حالتون . همه چی داری.کاش پیشی امشب منو بخوره!ولی اونام مایه زیاد دارن حوصله چک و چونه زدن ندارن و همینم از اینور زن میگیرن از انور طلاق میدن.با کلی عکس و خاطره و لایک بالا و جک و چکش کاری . ملت میرن کار میکنن عدد و رقم میخرن که باهاش کالا بخرن. قدیم باز بهتر بود ، دنیا که هیچی امیدوارم اونور نه بهشت به اندازه 7 تااسمون ، نه ، نه یه خونه 200 متری ، یه خونه 12 متری بهمون بدن مال خودمون باشه یالااق زمین بدن.خیلی توقع ندارم.حالا اونم ندادن دیگه اصن بهتره کلا" معدوم شیم نه برای هیچکی مزاحمتی ایجاد نکنیم.نه اینوری ها و نه اونوری ها که کلی بیان حساب کتاب کنن و ...
-----------------------------
شب خوش !
سلام
سال نوتون مبارک
ما هم به رسم هر ساله رفتیم تعطیلات ولی خب نصفش آفتاب بود و نصفش بارون و البته بد نبود ها!
اشکال تعطیلات اینه که باید یک تعداد پایه باشن که وقتی میگی مثلا" بریم قبلان چیز تاریخی استان همجوار رو ببینیم بگن باشه و الکی بهانه نیارن که
_ نه ، ترافیکه
_ دوره ، حوصله داریا ! من حوسله ندارم
_ حالا ببینم چی میشه!
و ...
تعطیلات عید سالی 13 روزه که نصفش بارونه ، یکی دیگه داره رانندگیشو میکنه شما خسته میشین؟ عجب! دم خواهری و مادر گرم واقعا" که اومدن ، صبح رفتیم دیگه 3 بعد از نصف شب برگشتیم!
من یه اعترافی باید بکنم ، از یک سنی به بعد دیگه مثل قبل نیست ، یعنی باید خاطراتت رو با یک ادم دیگه بسازی که از قضا شریک زندگیت میتونه باشه.
به خدا گفتم می ترسم ، ترس هایم باعث می شود همه کار کنم الا ان کاری که باید بکنم ، فیلم ببینم ، شیرینی و شکلات زیاد بخورم و ...
اما ننشسته ام با تو درد دل کنم.
به خدا گفتم می ترسم ، گفت غمت نباشد ، من حواسم بهت هست.
به خدا گفتم می ترسم از آنچه پیش روی من است ، گفت سنگ های پیش رویت را بر میدارم.
به خدا گفتم می دانم اما ترسی غریب دارم ، گفت مگر تا الان کارهایت را راست و ریست نکرده ام؟
گفتم چرا ، می دانم تو بزرگی و هر چه میکنی ، چون تو از تو خواسته ام ، بهترین را برایم انتخاب میکنی. گفت دیگر از چه می ترسی؟
گفتم می ترسم تو را ناراحت کنم و تو بگویی چیکار داری میکنی؟ من کارهایت راردیف کرده ام ، چرا همه چیز را خراب میکنی؟
گفت من تو را خلق کرده ام ، می دانم اخلاقت چجوریه اما بدان من هستم ، پاسخ های سوال هایی که از من کرده ای رانشانت داده ام ، از من بخواه.تو را به بهترین فرجام هدایت میکنم.گفتم خیلی خدایی تو ای خدا.
این روزا ملت چقد گم میشن!نشون به اون نشون که هی میرن رو هم نشونه میذارن که گم نشن!
الان هم دختر عمو و پسر دائیم نشونه گذاری شدن!
ایشالله که هیچکی گم نشه!
این روزا به این فکر میکنم که اگه یکی از تجرد دربیاد احتمالا" آخرین پست در وبلاگ / اینستا / تلگرام ش این خواهد بود که :
" ... بچه ها حلالم کنید! دارم متاهل میشم...! "
که البته من شامل این موضوع نمیشم ها!
الان حس عجیبی دارم.نمی دونم تجربه اش کردین یا نه ، اما من حسم رو می نویسم شاید شما هم تجربه اش کرده باشید
سبک شدم!جایی میان زمین و هوا ، قد یک ساختمام 10 طبقه از زمین فاصله گرفته ام و این تجربه حس عجیبی است
یک حس ناب تجربه نشده ، وای خدا این حس چقدر زیباست!
ادم تا وقتی مجرده درک لازم رو نداره فک میکنه نیاز جن 30 مثل خوردن ابه که با ولع می خورده و بعدش که سیر شد هر کسی میره رد خودش و این نقطه اختلاف ما با متاهلاست که تشنگیشون رفع شده و نمی فهمن تشنگی یعنی چی بعد میگن متاهلی ال و بله!ازدواج نکنیا!
باشه ازدواج نمی کنیم .میریم از سر جوب اب میخوریم .
اما از عشق چیزی نمی دونم و وقتی دیدم که مثلا" برای خانما زایمان در اب گذاشتن که شوهرش هم میتونه کنارش باشه چندشم شد!اصن زایمان جفایی در حق زنه.بچه رو باید در محیط آزمایشگاه به دنیا بیارن تا خانمه درد نکشه و بعدشم خدای نکرده نمیره.
تصورش هم مسخرس . کسی که دنبال رفع تشنگیشه چه درکی داره؟!اونی که کنار خانمش برا زایمان وایساده چه درکی ...............!!!
خدا گفت :
_ من هیچ وقت تو را فراموش نکرده ام ، درتاریکی های 3 گانه همراه تو بوده ام و به تو روزی رسانده ام. هر زمان که مرا خواندی پاسخت دادم.چرا فکر میکنی تنهایت میگذارم ؟
+خدای خوبم در خیر فقیرم ...
این ها که اصلا" مشکلی نیست مشکل در خود ازدواجه.
اگه کسی ازدواج نکنه همه چی اکی میشه.اصن یه سری مشکلات باعث و بانیش همین ازدواجه.نمونش همین طلاق که بچه های طلاق نمونه بارزش.
مزایای ازدواج نکردن
عدم سوال و جواب از طرف خانواده مقابل که چرا تو الان تا این سن مجردی
عدم مقصر دانستن مسئولینی که به کار بازگشته اند
عدم مراجعه به بانک جهت دریافت وام ازدواج که باعث میشه مسئولین سریعتر به سایر کارهای مردم برسن
عدم دلهره و نگرانی بابت جهیزیه و مسکن و کار و ...
عدم دلهره از اینکه در طول زندگی زناشویی حرف و حدیث پیش بیاید ومادر شوهر و مادر زن و فک فامیل چه بگویند
عدم ایجاد دغدغه برای مسئولین در خصوص ازدواج و سن ازدواج جوانان
عدم ایجاد روش های کلاه برداری در خصوص ازدواج
بدنیا نیامدن کودکان معصوم ناتوان ذهنی و موارد مشابه
آرامش روانی در خصوص چرا شخص دوم مدتی است که از او بی خبرم؟کجاست؟چرا تلفنش را جواب نمی دهد؟
تمرکز ذهتی بر سایر کارها
عدم پرسش سوال در بدو ورود بهمحیط کار و یا تهیه منزل که وضعیت تجرد شما چگونه است؟
عدم نگرانی همکاران از متاهل بودن شما و مسافرت و صفا سیتی رفتن در اخر هفته ها
عدم پاسخگویی به همسر مبنی بر اینکه کجا بودی و چرا دیر امدی که این مورد باعث نگفتن دروغ می شود که پیش گیری شده است.
عدم ایجاد هزینه برای شخص در خصوص ازدواج و تهیه مسکنم که معال ان پول را میتواند در جاهای دیگر سرمایه گذاری نماید.
معایب
حاج آقا در رادیو :
باید ازش بپرسی چرا تو این سن 30 سالگی کار نداری و سن طلائیت گذشته ؟
جواب من :
بخاطر اینکه اونهایی که سنی ازشون گذشته بود برگشتن به کار و ما هم به قول شما در سن طلائی کار ثابت و مرتبط نداشته باشیم و اونها در این فاصله دوباره تجدید فراش کنن وچند تا چند تا دخترای هم نسلی ما رو به عقد خودشون در بیارن تا یه وقت احساس کمبود نکنن ، برای کی مهمه که مجردا مجرد بمونن و از تشنگی آب شور بخورن ؟
باز الحمدالله شکر که رهبری به شما توصیه ازدواج جوونها رو کرد والا که هیچی!
حاج امیر میگه :
" موهامو زدم بهم میاد؟مگه زشت شدم نگام نمیکنی دلت میاد؟؟ ... "
آهنگش جذب کرد
خانم هشت پا میگفت ، دخترها بعد از داغ عشق به آرایشگاه رفته و موها را 6 تیغ می کنند!
اما من موهایم را بلند کرده ام ، باد که میخورد بیشتر رشد می کند ...
سلام. پیشنهادم رو رد کردی ، میخوام ببینم کی رو داری که اون رو به من ترجیح دادی!
نه جدا"!
و اینگونه بود که ملت در داغ محبوب سوختند و خاکستر شدند و از این خاکستر ، ققنوسی برخواست ...