ردپای دوست

خاطراتم را با خدا ثبت میکنم ": )

ردپای دوست

خاطراتم را با خدا ثبت میکنم ": )

پیام بازرگانی!

راستش کارای عقب افتاده خیلی کارم و میخوام اخر هفته ها فقط بیام بلاگ اسکای و پیش عشقم که دست پر هم باشه

نوشتن مطلب تو بلاگ اسکی و اشتراک لحظات خوب با دوستان اینجا از بهترین لحظات منه

راستی اگه کامنت گذاشتین دیگه چون اخر هفته ها میام همون موقع تاییدش میکنم

مراقب خودتون باشین چو شنیدم قرار هوا بترکونه و بارون و اینا بیاد پس مراقب سلامتتیون باشین 



موقتا" این پست ، ثابته ! و بعنوان اولین پست نمایش داده میشه ، پست های پایین ، آخرین یادداشت های من تو  وبلاگه 


بعدا نوشت : کامنتدونی رو باز میذارم 



بازگشت خاطره انگیز!

سلام

سفر2 روزمون به آخر رسید و این سفر ، خیلی با حال بود چون آبجی و مادر شمال بودن و مرخصیشون تموم شده بود که رفتیم اونا رو بیارم و البته این هوا هم بارونی بود و با اینکه من هوای بارونی رو خیلی دوست دارم ، خیلی زیاد ولی رانندگی تو این هوا بخاطر لغزندگیش سخته و خطرناکه ، اما جالبیش این بود که من تو مسافرت های اخیر چون از مسیر هراز میریم ، هم با برنامه مسیریاب " مجیک ارث" کار کردم و هم با "ویز " ، هر حفتشون امکانات مخصوص به خودشون رو دارن که اون یکی ها ندارن و بهترین برنامه اگه با با اعلام نکردن مسیر مشکل ندارین همون گوگل مپ هست ، آنلاین و سریع ولی خب یه سری امکانات نداره دیگه.


برنامه ویز که البته من راهنمای فارسی برنامه رو از موبولرن خریدم و برنامه رو با فیل انداز نصبش کردم ، امکاناتش فوق العاده بود جوری که اگه فیله خوردتش خب حق داشتن! مثلا اینطوریه که شما یه مسیری دارین میرین بعد پلیس یه جا قایم شده سریع تو مسیر میزنین که  دقیقا کجا پلیس پنهان شده و هر کی ویز داشته باشه و تو اون مسیر باشه میفهمه و البته قابلیت دیگه اش اینه که خودتون صدای خودتون رو ضبط می کنید بعد تو مسیر با توجه به اون موقعیت صدای خودتون برای راهنمایی پخش میشه!


البته خیلی جای کار داره ولی امکانات باحالی داره ولی یه اشکالش ، این بود که چون آنلاین بود و منم رایتل داشتم و نتش H بود همش میزد دنبال سرچ شبکه اش است ، مجیک ارث هم خیلی عالیه ولی نقشه اش آفلاینه و یه جاهایی خوبه و یه جاهایی بد ، مثلا یه سری جاها رو تو نقشه اش نداره ولی ویز هم یه سری حاها رفتم چون دنبال نت بود نقشه اون مسیر رو نداشت بهر حال


هم مجیک ارث و هم ویز عالین برای مسافرت ها و مخصوصا ویز که بصورت آنلاین کارهای جالبی میشه انجام داد بهر حال ، ما رفتیم شمال و پدرجان هم راهنمایی کردم که کجاها چیکار کنه و تو این مدت کوتاه رفتیم ویلامون و کمی از محصولات باغ خودمون رو چیدیم و جای همگی خالی ( عکس ها در ادامه ) و برام جالب بود بعد از تونل آمل ، اصن هوا 180 درجه تغییر کرد و اون بارون و اونا تبدیل شد به هوای فقط ابری و چون خواستم اون لحظات رو با دوستان اینجا به اشتراک بذارم کمی فیلم هم گرفتم.


راستی یکی از افتخارات رانندگی ما ، تبدیل لاین 2 لاینه به 4 لاینه هست! اصن یه وضعی! البته فیلمشم گرفتم که مستند باشه!

تشریف بیارین ادامه 

 


ادامه مطلب ...

WAZE

ساعت تقریبا 12 شبه و من دارم با برنامه جی پی اس سخنگو ویز کار میکنم ، قبلا مجیک ارث بود که بدیش این بود نقشه اش آفلاینه ولی الان این یکی ظاهرا آنلاینه نقشه اش ، خوبیش اینه که خودم میتونم صدامو ظبط کنم بذارم اونجا ، خیلی کیف میده منتها باید ایپیتو تغییر بدی 

بعد از این سفر تجربیاتم رو میام میگم ، حلال کنید 

قانون سوم وبلاگنویسی!رقسمت سوم

واقعیتی که در خصوص وبلاگنویسی باید بدونیم اینه که خودمون ظرفیت رو انتخاب میکنیم ، یعنی خودمون انتخاب میکنیم که چه تعداد کامنت داشته باشیم ، خواننده چه تعداد وب باشیم ، همچنین گاهی ممکنه حتی اگه تعداد کامنتها بره بالا ، چون به اون ظرفیت نرسیدیم حتی ضمن تعجب ، ابراز ناخرسندی هم کنیم!


بهر صورت دنیای ما وب نویس ها دنیای عجیب غریبی هست و قوانین نانوشته اش بسیار ، با اومدن شبکه های اشتباهی دیگه مثل قبل رونق نداشته باشه ولی هنوز هم مثل قبل هستن اونایی که فقط وبلاگ نویسی میتونه اونها رو راضی نگه داره چون با نوشتن فیدبک میدن و انرژی هاشون تخلیه میشه ! میخوان بگن اتفاقات دور و برشون رو  ،اینا رو نمیشه تو اینستا گفت ، نیشه توئیت کرد و گفت ، باید خط پشت خط  ،کلمه به کله ، تک تک حس ها رو منتقل کرد و گفت!


اما به قانون دیگه هم باید به اینا اضافه کرد ، وب نویسی نیازمند داشتن آرامش هست ، حسی که اگه نباشه واقعا نمیشه چیزی رو اونطور که میخوای ، بنویسی ، یا حست  نیست که ادامه بدی و این آرامش با حضور بعضیا به هم میخوره . خودم چون این آرامش رو دوست دارم ، دلم نمی خواد حضور من باعث ناراحتی بعضیها بشه که حالا بهر دلیل دنیای هر کسی ، برای خودش بسیار زیباست و اون رو همینطور دوست داره ، بذاریم قشنگ بمونه .


خط آخرم رو هم بگم و تموم ، هر وب نویسی برای خودش محدودیت هایی داره ، یا دست خودشته یا اینکه بخاطر اطرافیانش دچار این محدودیت شده ، دقت کردین بعضی اسامی استعار رو ؟ مثلا ماهی و کوسه! گنجشک و .. اینا نشون میده که طرف نمیخواد شناخته بشه ، آره اینم از اون محدودیت هاست اما گاهی شده که دوستی های مجازی واقعی بشه .


به محدودیت ها احترام بذاریم ، گاهی درک این موضوع برابر میشه با یه اتفاق بد و یا حذف یک وبلاگ ، اما خیلی خوبه که قوانین خودمون رو بگیم ، مثلا همون جماعتی که نوشتن کامنت مذکر جماعت تایید نمیشه ، حد و مرز رو مشخص کردن ،  چون با نبودن اونها این ارامش برقراره ،


 حس آرامش ، چه نعمت بزرگی ... 




قانون سوم وبلاگنویسی! قسمت دوم

در قسمت قبل دیدیم که هر وبلاگ طبق یه سری پارامتر ها برای خودش ظرفیتی رو داره ، اما تا الان به این فکر کردین که چرا ما بعضی جاها فقط یه کامنت میذاریم ؟ بعضی جاها 2 تا یا مثل خود من ، بعضی جاها تعداد کامنت ها بیش از 2 تاست و تعداد خط هاش هم زیاد تره ؟


بیاید وبلاگ ها رو به چند دسته تقسیم کنیم ، 

1.وب هایی که عموما خاطرات هستن

2.وب هایی که خاله زنکی هستن و داستان فلان جاری با فلان خواهر شوهر عروس و اینهاست

3.وب هایی که مرتبط فرهنگی / سیاسی هستن.

4.روزانه نویس ها

5.وب هایی که مفهومی مینویسن و تعداد خط هاش کمتر از 10 تاست و میتونه خاطره یا نقل قول باشه.

6.روزانه نویس ها 


و حالا همینا ، البته دسته بندی زیاده ها ولی همینا رو بریم ببینم که چطوریه!


البته هر وب نویسی نظر خاص خودش رو داره ولی عموم خانما تو پیوندهاشون اون وب نویس های خاطره نویس یا روزانه نویس رو دارن ، من خودم چون مذکرم بعضی از وب های خانمانه که مربوط به همسر داری و اونایی که نویسندش هم سن و سال خودم هستن و  و اون وب های روانشناسی رو دنبال میکنم.


حالا نمی دونم دقت کردید یا نه ، ولی اکه دقت کنید ، تقریبا یه خواننده برای 2تا پست یک وبلاگنویس ، هیچوقت یه تعداد کامنت نمی ذاره ، یعنی اگه تو پست اولش 2 تا کامنت مرتبط داد و حالا نظر و تجربه خودش رو گفت ، تو یه پست دیگه اصن ممکنه کامنت نده و این کاملا وابسته به خود همون پست و موضوع اون پست هست .


اگه اون نویسنده مطلب ، ایده ها و نظرات مختلف ی که فیدبک میگیره ، گاهی ممکنه جوابش تا چندین خط هم برسه 

( مراجعه کنید به این پست و جواب من به گلابتون بانو


و حالا تو همین سوال و جواب ها موضوعات دیگه ای رو هم رقم میزنه و حالا درباره همون تو کامنت ها بحث و بررسی صورت میگیره. من چون خودم توی این حوزه بسیار فعال هستم ، چندین نمونه مثال میزنم ، البته بدونید همونطور که گفتم من اصلا اینطوری نگاه نمیکنم تا برم وب طرف و بخوام کامنت بدم و نظرشو جلب کنم که اونم بیاد وب من بهش اینطور کامنت بذارم که  :"


وای خدای من ، این پستت عالیه ، بیا وب من ، " نه عادی نظرمو میگم و کامنتهای بقیه رو هم میخونم ، وب نویسی همینه ، حداقل من اینطور یاد گرفتم که تو همین حوزه هم باید جدا از خود پست ، تو کامنتدونی هم مطلب یاد گرفت که این یعنی یه خط کامنت ، کار منو راه نمیندازه!


حالا چند نمونه برای اینکه بدونید من تا چه حد پیگیر کامنت و پست ها هستم ، طوری که حتی ممکنه لج یه نفر دیگه دربیاد ها! بعد اون طرف یه کامنت بده ، مدیر اون وب هم طرف اونو بگیره ، بعد منی که حس کردم طرف با پستش یه جور راهنمایی خواسته ، تک و تنها می مونم!


حالا بهر حال ، 

بحث زامبی تو وبلاگ پرنده گولو  ( کلیک کنید )

 یه نمونه خیلی کوچیکشه ! که تازه اونم حس کردم اونجا نمی کشه که بحث و گفتگو باشه و اگه می بود ، شک نکنید صفحه اول کامنت پر میشد میرفت صفحه دوم. حالا اگه بعضی از بزرگواران این رو ندیدن ، دیگه من تازه یه مورد خوبشم! آدمای خیلی پیگیر تر از من هم هستند!


قانون سوم وبلاگنویسی! قسمت اول

سلام.

یکی از بحث های همین تکنولوژی فکر که حالا بعدا بهش می رسیم بحث ظرفیت هست و هر کسی ظرفیتی داره و اگه از یه اتفاق تجربه ای کسب کنه ، اگه اون اتفاق مجدد براش بیفته چون قبلا" ظرفیتش افزایش پیدا کرده خیلی معمولی باهاش برخورد میکنه.


مثلا" از خودم مثال میزنم و کم کم سراغ وب نویس هایی که تو این مدت باهاشون آشنا شدم میرم پس خیلی به خودتون نگیرین.


هر وب نویسی یه اخلاقی تو وب نویسی داره ، حالا نمیگم عموما" ها ، نسبیه ، مثلا من خودم چند تا پارامتر رو تو اینکه کدوم وبلاگ رو بخونم دخیل می دونم و حالا که انتخاب کردم که اونو بخونم شاید اول اولها یه کامنت بدم که بگم منم هستم ولی چون از اوناش نیستم که بگم هر پست یک کامنت ، گاها" میشه تو یه پست بیش از 2 کامنت بذارم و البته این 2 کامنت تعداد خط هاش برای وب نویس های مختلف ممکنه فرق کنه . یکی که تازه باهاش آشنا شدم تو کامنت اول بگم وای خدای من این مطلبت محشره و تو کامنت دوم نظرم    رو بگم.


البته طرف مقابل هم مهمه ، حالا بهر حال ،  تعداد کامنت ها متناسب با نسبت آشنایی و یا نسبت دوستی از اون وب نویس و یا اون مطلب بالا میره و خیلی روی کامنت هایی که میذارم خیلی حساسم و جوابش برام خیلی مهمه و اصولا با هر وبی که بگه من کامنت مذکر جماعت رو تایید نمیکنم اینا کلا برای من بلاکن و اصن سمتشون نمیرم و همینطور اون وب هایی که اونجا ، کامنت گذاشتنت درست مثل اینه که داری با  دیوار صحبت میکنی ، مثل وب یک عاقد و دقیقا این جمله صحبت با دیوار کامنت یکی از مخاطبین همونجا بود!


من اونجور جاها که جواب کامنتت رو نده اصن نه میرم و نه کامنت میذارم و البته همه وب ها اونطوری و بحث دیوار و اینا نیست ، بعضی وب ها کامنت میذاری و جواب کامنت رو تو وبت میدن و اینا هم اکیه ،  منتها کامنتام دیگه همون یکی دوتاست ، یه سری وب های دیگه هم هست که نوشته کامنت تایید نمیشه به دلایلی ، منتها چون قانونش برای عموم مذکر و مونث هست منم یه کامنت میدم جواب داد ، که میبینم اکی هست و اگه نداد که هیچی اونم برام بلاک محسوب میشه. پس تا اینجا گفتم حداقل 2 کامنت رو خودم تجربه اش رو دارم.


تعداد کامنت متناسب با ظرفیت وبلاگ خود وبلاگ نویس هم هست ، مثلا تعداد کامنت 3 رقمی در یک پست یا 5 رقمی ، خب کامل مشخصه دیگه ، طرف وبش اینقدر ظرفیت داشته که اینقدر کامنت جمع کنه ، تعداد کامنت وب خود من تو هر پست حداکثر 12 تاست ، خب ، ولی یه بزرگواری مثل این وبلاگ نویس ، این پتانسیل رو داره که 3 رقمی باشه تعداد کامنتش ( اینجا )


این 3 رقمش ، اما 5 رقمی که خودم به شخصه دیدم و گاهی با خودم میگم کاش یه عکس حداقل ازش میگرفتم ، وبی بود که مدیر اون وب اسمش نقطه ( . ) بود و اصن با همین اسم کامنت میذاشت ولی چون الان وبش دیگه نیست ، پس نمی تونم بهش کامنت بدم ولی بدونید که هر وبی ، ظرفیتی برای تعداد کامنتهاش داره.


اون ظرفیت اول مستقیم به خود وبلاگنویس مربوطه ، چطور می نویسه؟ چی می نویسه ؟ بعنوان مثال از پر مخاطب ترین وب ها یکیش مجرد نامه بود که اما مدیر وبلاگش دیگه حوصلشو نداشت و رفت به ورژن 2 و 3 که نهایتا همه چیز رو ول کرد اما تعداد 50 کامنت کف کامنت ها بود ،


 وبهایی مثل زن بابا ( کلیک )

سپیده خاطرات من ( کلیک

وبلاگ پیچ و مهره ( کلیک )

خاطرات یک پزشک قانونی ( کلیک )

و ....


و خیلی از وبلاگ های دیگه ، اینا تعداد کامنتاشون هم 3 رقمی هست و هم  اینکه خود مدیرش کلاس نمیذازه که من نمی یام وبت و اونجا حس صحبت با دیوار رو نداری و اصن خوندن خود کامنتها صفای دیگه ای داره! چه دنیایی اونا دارن! حتما ظرفیتشو دارن که این تعداد کامنتو دارن دیگه ! پس دیدیم که هر مدیر وبی متناسب با ظرفیتش که چند تا پارامتر داره ، تعداد کامنتهاش هم متناسب با همون ظرفیته . ( البته این کاملا" نسبیه و نمیشه گفت که حالا چون یه وب 3 تا کامنت داره پس خواننده نداره بلکه برعکس 3 تا کامنت داره ولی بالای 80 خواننده داره که حسشون نیست کامنت بذارن و اون وب هایی که تعداد کامنتش اون رقم هست هم یه همچین داستانی داره).


حالا  سوال اینه ، آیا وبلاگ من اونقدر ظرفیت پیدا کرده که کامنت هاش هم  افزایش پیدا کنه یا اینکه نه ؟ اکه 12 تا شد 20 تا ، یا با خودم بگم وای چقدر کامنت ، مخصوصا فلانی و فلانی ! کامنتاش اصن رو مخمه !  وقتی که برای جواب میذارم دیگه انرژیمو میگره برای پست گذاشتن ؟ 





گردو

یکی از الطاف خدا به ما این بوده که شمال و ییلاق درخت گردو داریم و اون هفته که رفته بودیم شمال جمعشون کردیم و آوردیم و اینم که دارین میبینید اینطوری رو زمین ریخته شده بخاطر این بوده که وقتی ما اونها رو کوتولو (  پوسته ی سبزشو ) کندیم ، هنوز اونطور خشک نشده بود و آوردیمش و گذاشتیم رو بالکن تا افتاب بخوره و مغزش از اون حالت سفیدی دربیاد و سفت بشه که الان به ان مرحله رسیده.




این چند وقت که بارون میزد آوردیمش داخل خونه ،


هر موقع میریم گردو میکنیم همیشه بخشی از اونو به همسایه ها و فامیل میدیم و اینطوری هر سال بیشتر میشه و برکت پیدا میکنه .



دوستان کسی گردو نخواست ؟

7.حل نمونه تمرین های جلسه اول تکنولوژی فکر ( فاقد محتوی )

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

6.سرفصل های جلسه اول تکنولوژی فکر

سرفصل های جلسه اول تکنولوژی فکر




نحوه program کردن ضمیر ناخوآگاه


1.عوامل محیط ( کیفیت اطلاعات )

2.اصل تمرکز و توجه

3.اصل سوال ( پرسش سوالات مثبت )

4.اصل جملات تاکیدی مثبت

5.اصل واژه ها

6.اصل تصویر سازی ذهنی

7.اصل خود هشیاری ، خود بیداری ، اشراف و بصرت لحظه به لحظه

8.سوالات طلایی قبل از خواب

9.سوالات طلایی صبح

 

 



چگونه یک انسان دیگر ( شخصیت دیگر ) خلق کنیم ؟


1.بخشش و تکنولوژی عشق

2.مدیریت روحیه

3.استفاده از قدرت سوال

4. ثبت اتفاقات زیبا

5. اصل انتظار

 



کیفیت زندگی انسان وابسته به چیست ؟


1.روحیه

2.دستاوردها

3.جیب

4.عشق

 

  


توضیحات تکمیلی در ادامه مطلب

ادامه مطلب ...

چیپس + ماست موسیر لذتی وصف ناشدنی با پخت ماکارونی

همانا یکی از لذت های وصف ناشدنی ، خوردن چیپس سرکه ای با ماست موسیر باشد ، باشد که امشب شام ماکارونی رو همچون دستور پخت سرری قبلی ، خوب در بیاید.


+گوشی ما خیلی امکانات خارجی ندارد و گرنه بصورت لایو در اینستا دستور طبخ ماکارونی رو میگذاشتیم!


الان لبتاب جلومه و دوست داشتم آشپزی آنلاین با وب رو تست کنم ، نمیدونم چرا تو این فاصله کسی نیومد وبلاگم و تو این پست نظر بذاره؟ ، من درسته با ایننستا مشکل دارم ولی بموقع به دادم رسید و دوستان نظراتشونو دادن و منتظر نتیجه هستن . اگه کسی نظرشو داشت بگه ، عکسای بعدی در ادامه مطلب

 


نتیجه نهایی



بعدا" نوشت : خیلی خوب بود ، من لحظه به لحظه وقتی کاری رو انجام میدادم عکساشو تو اینستا میذاشتم و بلافاصله فیدبک میگرفتم ! اولین تجربه آشپزی این مدلی!

بچه ها دمتون گرم 



 

ادامه مطلب ...

...

من پست رو تر و تمیز درست کرده بودم ولی بلاگ اسکای دیشب هوا رفت و رشته ها پنبه شد

باید مجدد ویرایش ها رو انجام بدم


فعلا" یه مدت نمی نمی نویسم و ویرایش نمیکنم تا بلاگ اسکای مشکلش حل شه - البته فیلم و وعکس ها رو هم تو اپارات گذاشته بودم ولی خب تا اینجا مشکل داشته باشه ، کارای دیگه انجامشون الکیه.

5.سمینار تکنولوژی فکر – ( ویرایش 2 )

 


ای که با نامت جهان آغاز شد / دفتر ما هم به نامت باز شد

دفتری کز نام تو زینت گرفت / کار آن از چرخ بالاتر گرفت



بعدا" نوشت : این قسمت سمینار و توضیحات تکنولوژی فکر در 2 قسمت بود که یک قسمت کردمش!

 

ادامه مطلب ...

4. پیشنهاد می شود ...

 چون این مجموعه پست هاش طولانی میشه من اینجا چند تا نکته رو اضافه میکنم تا بحث کامل بشه.


1.مطالبی که مینویسم خیلی خلاصه هست و حتما" سخنرانی رو گوش کنید ، چرا که خیلی جاها سرفصل ها رو میگم.


2. پیشنهاد میکنم قبل از این سخنرانی کتاب چشم دل بگشا رو حتما بخونید و برخی نکات اون خیلی کاربردی هست و بعدا به همین قسمت اضافه میکنم.

3.مرغ همسایه غازشون طلایی رنگه!

قبل از اینکه در پست های بعدی بریم سراغ تکنیک ها و روش ها من کتاب ها و سخنرانی ها رو میذارم ، اگه تمایل داشتین دانلود کنید .


کتاب چشم دل بگشا - خانم کاترین پاندر


صفحه دانلود نسخه pdf  و کتاب صوتی 


***


دانلود سخنرانی تکنوژی فکر دکتر آزمندیان


وب سایت دکتر آزمندیان


بخش فروشگاه برای خرید تصویری سخنرانی تکنولوژی فکر ( عنوان تکنولوژی فکر 1 تصویری )


سمینار رایگان تکنولوژی فکر ( جلسه اول - بخش اول ) ( آپارات )

سمینار رایگان تکنولوژی فکر ( جلسه اول - دوم ) ( آپارات )

 

دانلود مجموعه سحنرانی صوتی دکتر آزمندیان

(p30download )



چیزی که برام جالب بود این بود که وقتی شما وارد سایت دکتر آزمندیان میشین ، بالا سمت راست روی تکنولوژی فکر همراه که کلیک کنید  میتونید تمرین ها رو ببینید و عادت ها و اهداف خودتون رو در اونجا ثبت کنید و برنامه ریزی کنید برای رسیدن بهش .



2.مرغ همسایه غازشون طلایی رنگه!

جملاتی که در پست قبل گفتم عین جملاتی بود که در برخی از لحظات گذشته زندگی ام گفتم و فک میکردم فقط منم که اینطوری ام ، بعدا تو کتاب بیشعوری در مقدمه نوشته شده بود که بعضیا چرا اینقدر بی شعورن مثلا" میرین دکتر اون هنوز شما رو معاینه نکرده براتون دارو مینویسه و شما دوست دارین صندلی رو بزنین سر دکتر خرد و خاکشیرش کنید!


دیدم نه این حالت ها ظاهرا" فقط در من نبوده و صفات و حالا مشترک انسانی هست که ایرانی و فرنگی نمیشناسه و نویسنده کتاب مزبور هم یه فرنگی بود هر چند خودش هم بیشعور بود ولی درصد بیشعوری کم و زیاد داشت . بگذریم.


ما جرای من بر میگرده به 3-4 ماه قبل که خواهری یه کتاب میگره و خیلی توصیه میکرده که حتما بشین بخونش و منم سرسری می گفتم باشه ولی اینقدر درگیر روزمرگرگی ها شدم که غرق شدم درش و کم کم داشتم به اون نقطه افسردگی می رسیدم و افت در کاری که پیش گرفته بودم و خیلی تابلو معلوم بود که اصن من اون ادم شاد و شنگول و بگو بخند قبل نیستم و شده بودم یه آدم دل مرده که به کوچکترین خوشبختی ها ی دیگران حسادت ( حسادت و نه غبط ) میکردم ، گفتم حالا که حوصله هیچ کاری رو ندارم بشینم اون کتابه رو بخونم .


خط به خط اون کتاب انگار خود من بودم و شرایط من رو داشت میگفت ، اینقدر خوب بود و خوب نوشته شده بود که میخواستم ببینم آیا من میتونم از این منجلاب غرق شده دربیام یا وضعم از اون بدتر میشه ، یه سری تمرین داشت و البته چون نویسنده کتاب یک خانم مسیحی ( کتاب چشم دل بگشا ) بود بعضی از دعاهاش کتاب های دعای مقدس و حضرت مسیح و حواریون و اون بزرگای دینش بود ، بهر صورت گفتم من چیزی برای از دست دادن ندارم ، بذا یه مدت هم با این مشغول شم بینم چی میشه .


برام جالب بود تمرین هاش ، مثلا" گفته بود که برای چیزهای جدید جا باز کنید ( قانون خلا) منم برداشتم هر کتابی که لزم نداشتم و الکی جا اشغال کرده بود جمعشون کردم و بردم تحویل کتابخونه دادم! حداقل از شرشون راحت شده بودم ، یه تمرین دیگه اش مثلا"  دعا بود که برای خودمون دعا کنیم و اینکه باور داشته باشیم خدا میشنوه و همیشه این دعا ادامه داشته باشه ، ( به نقل از مسیح ع که گفت بکوبید ، باز می شود ، بخوانید ، جواب داده می شود ) یا یه تمرین دیگه اش بحثی بود تحت عنوان عشیره یعنی یک دهم پولی که درآمد دارین رو انفاق کنید ، اون پول برکت پیدا میکنه! منم گفته باشه ، تست کنیم ببنیم چی میشه!


واقعا برکت پیدا کرد ! یعنی باید خودتون می دیدین ، بهر صورت درهایی باز شد و اوضاع داشت تغییر میکرد ، تو همون اوضاع احوال بود که من یادم اون یه آقایی بود به اسم دکتر آزمندیان که تو زمان کارشناسی یکی از دوستانم یه سی دی ازش بهم داده بود و حتی اسم این شخص رو نمی دونستم و فقط یه تصویری از اون اقا تو ذهنم بود و با کلی سرچ پیداش کرد و اومدم سراغ این.


میگفت اون هم شرایطی بدتر از مارو داشته و از یک جایی به بعد زندگی اش عوض شده و بعدش راهکارهای اونم رو به تمرین قبل هام اضافه کردم ، عالیتر شد ، از یک جائی به بعد من به دوستانی که میشناختم هم اون شخص و هم کتاب چشم دل بگشا رو معرفی کردم ، نمی دونم تا چد جدی گرفتن ، اما من مدلم اینطوری که وقتی یه پله رفتم بالا دوست دارم که اطرافیان و دوستان منم بیان بالا ، نه اینکه تو اون شرایط قبلیشون بمونن!


مثلا" من به دختر خاله جان گفتم ایشون خیلی استقبال نکردن و گفتن سخنرانی های شخص دیگه ای رو گوش میدن ، به یکی دیگه از دوستان که خواننده فعلی اینجا هست هم گفتم اما ایشون گفتن قبولشون دارین ؟


راستش من طرفدار چند آتیشه یکی نیستم که بگم اصلا این خداست ، نه میگم مسیر رو رفتم برای من جواب داده ، چه ضرری داره این مسیر رو شما هم بیاین ؟ 

بهر صورت به قول کاظم قلم چی ، راه رو نشون میدیم اما پیمودن مسیر با شماست و بهتون هم بگم مسیرش همچین آسون هم نیست و جاده آسفالت 4 لاینه نه ، چون تو مسیر باید بعضی عادت ها رو کنار گذاشت و کارهای جدیدی انجام داد و کمی سخته .


دوست دارم اون 5 جلسه ی سخنرانی تکنولوژی فکر دکتر آزمندیان رو که الان من بصورت یه دفترچه درآوردم و تمرین هاشو انجام میدم رو اینجا بنویسم ، هم بصورت آنلاین برای خود من یک مرور هست و هم شاید برای شما هم جالب باشه .مجموعه سخنرانی صوتی و تصویرش رو میتونید از خود سایت مرجع یا دیگر سایت ها تهیه کنید . بهر صورت ...


بریم که فردای ما مثل امروزمون نباشه